تبلیغات
آموزش ادبیات سوم راهنمایی - درس ششم موش و گربه
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : adab3vom
نویسندگان
نظرسنجی
به طور کلی معلم ها رو چقدر دوست دارید ؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آموزش ادبیات سوم راهنمایی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 14 دی 1390 :: نویسنده : adab3vom
درس ششم موش و گربه

  • آورده اند که در اطراف فلان شهر ، درختی بود.
معنی :
روایت کرده اند که در اطراف یکی از شهرها ، درختی وجود داشت.

لغت :
آورده اند : نقل گرده اند ، ثبت کرده اند.
فلان : در این عبارت ، صفت مبهم است.

  • صیّاد دام بنهاد ، گربه در دام افتاد و بماند
معنی :
صیّاد دام را پهن کرد و گربه در دام گرفتار شد و عاجز و ناتوان گردید.

لغت :
بنهاد : پنهاد کرد ، گسترد
افتاد : گرفتار شد ، بماند ، ناتوان شد ، عاجز گردید

نکته :
گرفتار و ناتوان : صفت مشتق

  • به هر جانب برای حیات ، چشم می انداخت . ناگاه نظر به گربه افکند ، چون گربه را بسته دید ، شاد گشت.
معنی :
برای احتیاط و مواظبت به هر طرف نگاه می کرد . ناگهان چشمش به گربه افتاد ، وقتی گربه را در دام ، اسیر دید ، شاد شد.

آرایه :
چشم انداختن : کنایه از نگاه کردن
نظر افکندن : کنایه از نگاه کردن

  • در این میان ، از پس نگریست ؛ راسویی از جهت او کمین کرده بود ، سوی درخت التفاتی نمود ، بومی قصد او داشت ، بترسید و اندیشید که اگر باز گردم ، راسو در من آویزد و اگر در جای خود قرار گیرم ، بوم فرود آید .
معنی :
در این بین به پشت سر نگاه کرد . راسویی منتظر شکار کردن او بود ، به طرف درخت نگاه کرد ( توجه کرد ) ، جغدی قصد شکار او را داشت ، ترسید و فکر کرد که اگر برگردم ، راسو مرا به بند می آورد. (شکار می کند) واگر سرجای خود بمانم جغد از روی درخت پایین می آید.

  • اگر پیش تر روم گربه سر راه است . با خود گفت : در بلاها و انواع آفات ، باز است ، و هیچ پناهی مرا به از سایه ی عقل و هیچ کس دستگیرتر از سالار خرد نیست و مرا هیچ تدبیر ، موافق تر از صلح گربه نیست .
معنی :
اگر جلوتر بروم ، گربه بر سر راه قرار گرفته است . با خود گفت : انواع آسیب ها و بلاها بر سر راه است و برای من هیچ پناهی بهتر از عقل و هیچ کس یاری کننده تر از خرد و اندیشه نیست و برای من هیچ اندیشه و چاره ای بهتر از صلح و آشتی با گربه نیست .

لغت :
پیش تر : جلوتر
آفت : آسیب
سالار : سردار ، رئیس
تدبیر : فکر و اندیشه
موافق تر : مناسب تر ، سازگار تر
به : بهتر

آرایه :
بلا ، آفت : مراعات نظیر
سالار خرد : اضافه تشبیهی

نکته :
به (مساوی بهتر ) : صفت تفضیلی

  • که در عین بلا مانده است. پس نزدیک گربه رفت و پرسید که حال چیست ؟ گربه گفت : « مقرون به ابواب بلا و مشّقت ».
معنی :
در بلا و سختی گرفتار است . بنابر این ، نزدیک گربه رفت و پرسید که چگونه ای ؟ گربه گفت : حال من ، پیوسته با بلاها و دشواری ها است.

لغت :
مقرون : نزدیک به هم  ، به هم پیوسته
ابواب : جمع باب ، درها
مشقّت : دشواری ، سختی

آرایه :
ابواب بلا : اضافه استعاری

  • موش گفت : « من همیشه به غم تو شاد بودمی و ناکمی تو را عین شادکامی خود شمردمی . لکن امروز شریک توام در بلا ، بدان سبب مهربان گشته ام .
معنی :
من همیشه به خاطر غمگین بود تو شادی می کردم و شکست و بی بهره شدن تو سبب شادی و خوشحالی من می شد . اما امروز در بلا و سختی با تو شریک هستم ، به این علت نسبت به تو مهربان شده ام .

لغت :
ناکامی : به مقصود نرسیدن ، بی بهره شدن
لکن : لیکن ، امّا
عین : درست مانند

نکته :
بودمی ( = می بودم ) و شمردمی ( = می شمردم ) : ماضی استمراری ساخت قدیم
«ام» در ( توام ) به معنی هستم : فعل اسنادی

  • و بر خرد و فراست تو پوشیده نیست که من راست می گویم و نیز راسو را بر اثر من و بوم را بر بالای درخت می توان دید و هردو قصد من دارند ، اکنون مرا ایمن گردان تا به تو پیوندم و بندهای تو همه ببرم و فرج یابی ،
معنی :
تو با عقل و زیرکی که داری ، می دانی که من درست می گویم ، همچنین می توانی راسو را به دنبال من و جغد را بر بالای درخت ببینی که به کمین نشته اند. اکنون مرا از خطر محافظت کن تا اینکه من با تو همراه شوم همه ی بند های تو را پاره کنم و تو آزاد شوی.

لغت :
فراست : هوشمندی ، زیرکی
براثر : به دنبال
بوم : جغد
قصد : حمله کردن
ایمن : آسوده خاطر ، محفوظ
فرج : رهایی ، آزادی

  • این ملاطفت بپذیر که عاقل در مهمّات ، توقّف جایز نشمرد » . چون گربه سخن موش بشنود ، شاد گشت و گفت : سخن تو ، به حق می ماند و من می پذیرم و امید دارم که هر دو را به یمن آن ، خلاص پیدا آید » .
معنی :
این مهربانی را قبول کن ، زیرا انسان خردمند در کارهای مهم ، درنگ را جایز نمی داند . وقتی گربه ، سخن موش را شنید خوشحال و گفت : سخن تو ، درست به نظر می رسد و من آن را قبول می کنم و امیدوارم که هردوی ما آزاد شویم و نجات پیدا کنیم.

لغت :
ملاطفت : مهربانی ، لطف
مهمّات : کارهای مهم
می ماند : شبیه است
یمن : خجستگی ، مبارکی
خلاص : رهایی
  • آنگاه موش پیش تر آمد ، گربه او را گرم بپرسید و راسو و بوم هر دو نومید برفتند و موش به آهستگی ، بند ها بریدن گرفت .
معنی :
گربه با مهربانی و صمیمانه ، با موش احوال پرسی کرد و راسو و بوم ناامید برگشتند موش به آهستگی شروع به بریدن بندها کرد.

لغت :
گرم : با مهربانی ، صمیمانه
گرفت : شروع کرد

  • گربه گفت : زود ملول شدی وچون بر حاجت خویش پیروز آمدی مگر نیّت بدل کردی و می  اندیشی ؟ و باید شناخت آن سوگند دروغ ، عمر و اساس زندگی ، زود با خلل کند.
معنی :
زود خسته شدی مگر وقتی نیاز و خواسته تو برطرف شد شاید قصد و تصمیم خود را عوض کردی و می ترسی ؟ باید دانست که قسم دروغ خوردن ، عمر و زندگی انسان را به سرعت نابود می کند و تباه می گرداند.

لغت :
ملول : خسته ، آزرده ، بیزار
چون : وقتی ، زمانی
مگر : شاید
بدل : عوض
اساس : پایه ، بنیاد
خلل : فساد و تباهی

  • موش گفت :
  • هرکس که در وفای تو سوگند بشکند               پشت و دلش به زخم حوادث شکسته باد
معنی :
هر کسی که به تو وفادار نباشد و پیمان بشکند ، الهی که وجودش با ضربه های روزگار ، درمانده و آزرده شود (نابود شود)

لغت :
زخم حوادث : ضربه ی حادثه های روزگار
شکسته : آزرده ، درمانده

آرایه :
مصرع دوم کنایه از نابودی و درماندگی

نکته :
فعل « باد » دعایی است و اسنادی به حساب می آید.
شکسته : مسند

  • و من به آن چه قبول کرده ام ، قیام می نمایم . من تمامی بندهای تو می برم و یک عقده را برای گرو جان خود نگاه می دارم.
معنی :
من به آن چیزی که تعهد دادم ، اقدام می کنم. من تمام بندهای تو را مبرّم و یک بند برای ضمانت زنده ماندن خود ، نگه می دارم.

لغت :
قیام نمودن : اقدام کردن ، برخاستن
عقده : گره ، بند
گرو : مال یا چیزی به عنوان ضمانت ، نزد کسی گذاشته شود تا پس از پایان کار ، باز گرفته شود.

  • موش ، بندها ببرید و یکی که عمه ببود ، بگذاشت و آن شب ببودند . بامدادان که اندک اندک پرتو خورشید نمایان گشت ، صیّاد از دور پدیدار آمد . 
معنی :
یکی را که از همه مهم تر بود ، نبرّید ( رها کرد ) و آن شب در آنجا ماندند. هنگام صبح ، زمانی که خورشید ، کم کم طلوع می کرد ، صیّاد از دور پیدا شد.

لغت :
بگذاشت : رها کرد
بامدادان : صبح
پدیدار : آشکار

نکته :
« ب » : در اول فعل های « بگذاشت » و « ببود » جزء کاربرد دستور تاریخی است. در گذشته گاهی به اول فعل ماضی ، « ب » اضافه می کردند.
« ان » : در بامدادان ، مفهوم زمان دارد
« آمد » : به معنی « شد » فعل اسنادی است و پدیدار ، مسند است.
  • موش گفت : « وقت آن است که باقی ضمان خود به ادا رسانم » و آن عقده ببرید و گربه پای کشان بر سر دخرتی رفت و موش در سوراخ  خزید و صیّاد نومید بازگشت.
                                                                                     کلیله و دمنه نصرا... منشی   ، با اندکی تغییر
معنی :
زمان آن فرا رسیده است که من بقیه عهد و پیمان خود را انجام دهم . آن گره را پاره کرد و گربه لنگ لنگان و به آرامی ، بالای درخت رفت و موش در سوراخی فرو رفت و صیّاد ، نامید برگشت.

لغت :
وقت : زمان
ضمان : پذیرفت ، برعهده گرفتن
پای کشان : لنگ لنگان

نکته :
پای کشان : قد حالت و مشتق - مرکب ( پای + کش + ان )
روان خوانی ثمر علم
نوع نثر : ساده و روان
از کتاب : فرج بعد از شدّت ، ترجمه اسعد دهستانی
 
معنی بعضی از جمله های دشوار  :
در آغاز جوانی که به یاد گرفتن علم مشغول بودم ، در بصره زندگی می کردم و بسیار فقیر بودم.
عمر را بیهوده هدر نده و برای خودت شغلی پیدا کن تا سود به دست آوری و به فکر کاری باشد تا سودی ببری.
من از سرزنش او ناراحت و خسته شدم.
آجرهای خانه را در می آوردم و می فروختم و هزینه ی زندگی ام را تأمین می کردم.
شکل و قیافه ی آشفته و نا به سامان مر دید و گفت : تو را به حمّام می برم تا خودت را بشویی و تمیز کنی.
به من احترام گذاشت و در جای خوب و مناسبی ، نشانید.
آگاه باش تا چیزی را که اخلاق او را خراب کند یا ایمان و عقیده ی او را فاسد گرداند ، یاد ندهی.
هز نیاز و آرزویی که داری به من بگو تا به تو ببخشم و تو را بی نیاز کنم.
لباس گران قدری را به من هدیه داد.
 
برای مشاهده ادامه نکات درس به ادامه مطلب مراجعه کنید
خود ارزیابی :
1. چرا موش تصمیم گرفت که با گربه دوست شود ؟
زیرا از هر طرف دچار بلا و خطر شده بود

2. منظور جمله « عاقل در مهّمات توقف جایز نشمرد » چیست ؟
آدم عاقل در کارهای مهم ، درنگ و تردید را جایز نمی داند.

3. پیام نهایی و اصل داستان چیست ؟
تکیه بر عقل و خرد و وفاداری به عهد و پیمان

4. بیت زیر را با رعایت انسجام مطالب در یک بند توصیف کنید. (این سئوال و جواب توسط دوست خوبمان ریما از کاربران همین وبلاگ فرستاده شده است.)
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد...
دیدار با دوست قدیمی که سالهاست او را ندیده ای مانند گنجی است که بعد از سال ها پیدا کرده ای و از خوشحالی همانند کسی هستی که در بیابان یکی به او آب داده است تا می توانی سعی و تلاش کن که بعد از این یک دوست خوب باشی و دیگر او را از دست ندهی زیرا دیگر همچون فرصتی به آن خوبی به دست نخواهد آمد
این جواب توسط دوست خوبمان الهه رفیع از کاربران همین وبلاگ فرستاده شده است همین جا از زحمات ایشان قدردانی می کنیم.
نزدیک غروب بود من بر فراز تپه ای نشسته بودم ، دشت تشنه و بیابان در حال احتضار را می دیدم که ملتمسانه چشم به راه باران دوخته بودند، در این حین به آسمان ابری می نگریستم آرزو میکردم ای کاش بر این صحرای گرم و سوزان باران ببارد و آن را سیراب کند، بعد از لحظه ای اندک آسمان دامان پر مهر خود را گشود به انتظار فرزندان منتظرش پایان داد، در این هنگام دشت غریو شادی سر داد و مرا به یاد شعری انداخت که میگوید: «دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد ...»


دانش زبانی و ادبی :
نکته اول :
زبانی نیز مثل سایر پدیده ها در طول روزگار دچار تغییر و تحولاتی می شود که گاه در شکل و معنای عناصر زبانی تأثیر می گذارد . مثلا ً : افعال عبارات زیر ماضی استمراری هستند که از « ماضی ساده + ی استمراری » ساخته شده اند :
« او هر روز بامداد بر خاستی و کلید برداشتی و در خانه ، باز کردی و تنها در آنجا رفتی و ساعتی آنجا ماندی »
گاه این تغییر ، در حوزه معنای افعال است مثل : « صیّاد دام بنهاد ( گذاشت) و موش به آهستگی ، بندها بریدن گرفت ( شروع کرد به ...)»
نکته دوم :
در ادبیات همه ملت ها داستانهایی وجود دارد که قهرمان آنها حیوانات هستند. حیواناتی که رفتار ، گفتار و شخصیتی انسانی دارند و درحقیقت نماد و نماینده انسان ها هستند. به این گونه داستانها « داستان حیوانات » یا « فابل » می گویند.
از مهمترین فابل های ادبیات فارسی می توان به کلیله و دمنه ، مرزبان نامه و موش و گربه ی عبید زاکانی اشاره کرد.

تاریخ ادبیات :
مرزبان نامه : کتابی است به شیوه « کلیله و دمنه » که مرزبان بن رستم شروین پریم یکی از اسپهبدان مازندران آن را به زبان مازندرانی کهن (طبری) نوشته بود و سعد الدین وراوینی این اثر را به پارسی دری برگرداند. این کتاب مشتمل بر داستان ها و تمثیل از زبان حیوانات است.

موش و گربه : مثنوی کوتاهی در 174 بیت از عبید زاکانی ، شاعر قرن 8 که موضوعش وصف گربه ای است که با تظاهر به عبادت ، موش ها را گرفته و نابود می کند تا سرانجام جنگی میان موش ها و گربه ها درمی گیرد که به پیروزی گربه ها ختم می شود.

کار گروهی :
1. درباره حزم و دور اندیشی در دوستی با دوستان و برخورد با دشمنان گفت و گو کنید.
به عهده دانش آموز
2. نثر این داستان چه تفاوتی با نوشته های امروزی دارد ؟
جابجایی ارکان جمله ، تکرار کلمات ، کاربرد قدیمی واژه های ، کوتاهی عبارات و ... از ویژگی های نثر این داستان است.
3. یک نمونه ی دیگر از داستان حیوانات را به شکل نمایشی در کلاس اجرا کنید.
بر عهده دانش آموز

مطالعه و پژوهش :
نخستین گام در پژوهش آن است که سؤال یا مسئله ی خود را درست و روشن مطرح کنیم ؛ یعنی بدانیم دنبال چه چیزی هستیم و سپس با دانستن و شناخت مسئله به جست و جوی منابع مفید بپردازیم.
منابع اطّلاعاتی برای پژوهش را به دو دسته تقسیم می کنند:
1. منابع مکتوب : مانند منابع کتاب خانه آی و منابع رایانه ای ؛
2. منابع غیر کتابخانه ای ؛ مانند پرسیدن از دیگران ، مشاهده ی فیلم های مستند و سینمایی و عکس.
برخی نیز منابع را به سه دسته ی شنیداری ، دیداری و رایانه ای تقسیم می کنند.

نوشتن :
1. چند کلمه ی هم معنا در درس پیدا کنید و بنویسید.
بلا و آفت / عقل و خرد / بلا و مشقّت / خرد و فراست / فرج و خلاص / قیام می نمام و به ادا می رسانم.

2. پایان درس را به سلیقه خود ، تغییر دهید و تمام کنید.
نوشته سییرا از کاربران همین وبلاگ :
موش عقده ها را ببرید و در این لحظه صیاد آمدی و گربه و موش را با راسو و بوم برد

3. یک بند طنز آمیز بنویسید که قهرمانان آن حیوانات باشند.
گرگی و روباهی هم سفر شدند. وقتی برای خوردن ناهار کنار آبی نشستند قرار شد که هر کدام که بزرگ تر باشداوّل غذا بخورد. گرگ گفت : خداوند مرا هفت روز قبل از خلقت عالم ، آفریده است روباه مکثی کرد و گفت : راست می گویی من هنگام تولّدت حاضر بودم و از تو مراقبت می کردم.
این هم نمونه دیگری از دوست خوبمان سییرا از کاربران خیلی خوب این وبلاگ :
یک روز روباه مکار به خروسی می رسد ومی گوید به چه دمی چه نوکی چه صدایی خروس هم با بی اعتنایی می گو ید ان وقت اول بودم
4. جدول زیر را کامل کنید.
ماضی استمراری ( امروزی ) : می گفتم می سپردند می نهاد می نوشتند
ماضی استمراری ( گذشته ) : گفتمی سپردندی بنهادی نوشتندی
5. انشا :
نقش و تدبیر و دور اندیشی در زندگی 
1. انشا را می توان به شیوه ی داستان نوشت.
2. پس از اصلاح متن انشا ، مناسب است یک بار دیگر آن را بازنویسی کنیم ، در این کار ممکن است چیزی را کم و یا زیاد کنیم.
این هم یه انشاء مختصر و مفید در مورد موضوع بالا کاری از فاطمه از کاربران این وبلاگ که همین جا از وی تشکر می کنیم.
میگویند آینده نگر باشیم,عاقلان آینده نگرند ولی بعضی از اشخاص آنقدر خود را در ساختن آینده غرق کرده اند که دیگر حال را نمی بینند.نمیدانند که باید در حال زندگی کرد و نیم نگاهی به آینده بیندازند.
آینده یکی از مهمترین موضوعات در زندگی بخصوص ما نوجوانان است.سرمایه ی اصلی ما عمر وزندگی آینده ماست.پس باید برای آن برنامه ریزی کنیم.
به این دور اندیشی که باید محتاطانه و با عقل,منطق واحتیاط لازم همراه باشد,آینده نگری میگویند...


پژوهش :
کلیله و دمنه :
کتابی‌است از اصل هندی که در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. کلیله و دمنه کتابی پندآمیز است که در آن حکایتهای گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شده‌است. نام آن از نام دو شغال با نامهای کلیله و دمنه گرفته شده‌است. بخش بزرگی از کتاب اختصاص به داستان این دو شغال دارد.

مجتبی مینوی درباره این کتاب می گوید: کتاب کلیله و دمنه از جمله آن مجموعه‌های دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم گردآوردند و «بهرگونه زبان» نوشتند و از برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و قرون متمادی گرامی میداشتند، میخواندند و از آن حکمت عملی و آداب زندگی و زبان می آموختند.

کلیله و دمنه در واقع تألیفی‌است مبتنی بر چند اثر هندی که مهم‌ترین آنها پنجه تنتره (به سانسکریت पञ्चतन्त्र)به معنی پنج فصل و به زبان سانسکریت است. در روایات سنتی برزویه «مهتر اطبّای پارس» در زمان خسرو انوشیروان را مؤلف این اثر می‌دانند. نام پهلوی اثر کلیلگ و دمنگ بود. صورت پهلوی این اثر هم اکنون در دست نیست و در طول سالیان از بین رفته است. اما ترجمه‌ای از آن به زبان سریانی امروز در دست است. این ترجمه نزدیک‌ترین ترجمه از لحاظ زمانی به تألیف برزویه‌است.

پس از اسلام روزبه پوردادویه (ابن مقفع) آن را به عربی ترجمه کرد ترجمهٔ ابن مقفع بسیار مقبول افتاد و مظهری از فصاحت در زبان عربی تلقی شد. ترجمهٔ ابن مقفع امروز موجود است امّا میان نسخ مختلف آن گاه تفاوتهای زیادی دیده می‌شود.

کلیله و دمنه چندین بار از عربی به فارسی دری برگردانده شده‌است. از جمله رودکی آن را به نظم درآورد اما امروز جز چند بیت پراکنده از آن باقی نمانده‌است.

در قرن ششم هجری نصرالله منشی (منشی بهرام‌شاه غزنوی) آن را به زبان فارسی ترجمه کرد. این ترجمه ترجمه‌ای آزاد است و نصرالله هرجا لازم دانسته‌است ابیات و امثال بسیار از خود و دیگران آورده‌است. ترجمهٔ نصرالله منشی همان ترجمه‌ای است که از آن به عنوان کلیله و دمنه در زبان فارسی یاد می‌شود. گاه نیز آن را کلیله و دمنهٔ بهرامشاهی خوانند.





نوع مطلب : فصل دوم : علم و فرهنگ، 
برچسب ها : درس ششم موش و گربه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 خرداد 1393 05:14 ب.ظ
باریکلا ..افرین .. هزار الله اکبر .. باریکلا باریکلا .
خوشمان می اید .....


چی بگم
شنبه 27 اردیبهشت 1393 05:28 ب.ظ
وای من چه قدر دنبال این بند طنزامیز بودم
تچکر ویجه
دوشنبه 25 فروردین 1393 04:36 ب.ظ
عالی بودواقعاازتون ممنونم من دارم غیر حضوری میخونم خیلی به دردم خورد خسته نباشید
پنجشنبه 21 فروردین 1393 05:47 ب.ظ
عالی بود
شنبه 10 اسفند 1392 01:23 ب.ظ
دستتون درد نکنه خیلی عالیه وبلاگتون
adab3vom

درود بر شما
یکشنبه 6 بهمن 1392 03:36 ب.ظ
میشه سوالم رو سرسری و الکی جواب ندین.....؟؟؟چرا نمیشه کپی کرد بابا از بس به مانیتو نگاه کردم چشمام سوخت حداقل اونطوری پرینت میگیریم راحت تره...... چرا نمیشه کپی کرد ..... چرا؟چرا؟چرا؟چراااااا؟؟؟؟؟؟
adab3vom

ملیکا جان برای نوشتن زمانبندی کن و هر موقع خسته شدی استراحت کن و بعد از استراحت دوباره شروع به نوشتن کن
شنبه 5 بهمن 1392 08:47 ب.ظ
kheili Ali bud. mamnun! kheili faz mide vagti hamechi amade dar ekhtiyaret bashe
adab3vom

شما عالی تر هستید
جمعه 4 بهمن 1392 07:42 ب.ظ
عالی عالی كمی خالی
adab3vom

چهارشنبه 25 دی 1392 02:44 ب.ظ
ممنون بسیار عالی بود
adab3vom

شما بینهایت عالی هستید
سه شنبه 17 دی 1392 11:06 ق.ظ
میییییییسی بابت جواب سوالا فدا
adab3vom

ممنونم
سه شنبه 3 دی 1392 04:33 ب.ظ
اگه می شه کمی فراتر از کتاب درسی بنویسید با تشکر ممنون
adab3vom

نیلوفر جان توی همینش موندیم چه برسه به فراتر
دوشنبه 2 دی 1392 02:48 ب.ظ
وبتون عالی ما از همه چیزش دوست داریم بعد هم کپی نمیشه که مشکلی نیست بالاخره باید همه یک کاری بکنند واسه کارشون حداقل ........والله.....مرسی از وبتون
adab3vom

ممنونم احسنت به شما که سریع مطلب و گرفتی
دوشنبه 2 دی 1392 02:45 ب.ظ
میشه این سوال رو جواب بدین ...............شما معلمین؟؟؟؟؟
adab3vom

من فقط و فقط adab3vom هستم و دیگر هیچ
جمعه 29 آذر 1392 05:12 ب.ظ
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟
نزدیک غروب بود من بر فراز تپه ای نشسته بودم دشت تشنه و بیابان در حال احتضار را میدیدم که ملتمسانه چشم به راه باران دوخته بودند در این حین به اسمان ابری مینگریستم ارزو میکردم ای کاش این بار بر صحرای گرم و سوزان باران بباردو انرا سیراب کندلحظه ای بعد اسمان دامان پر مهر خود را گشود به انتظار فرزندان منتظرش پایان داد دشت غریو شادی سر داد در این هنگام یاد شعری افتادم که میگوید: دیدار یار غایب.....

امیدوارم مورد استفاده واقع بشه
adab3vom

خیلی عالی بود بابت همه چیز ازت تشکر می کنم امیدوارم در پناه خداوند متعال سربلند و سرافراز باشید.
سه شنبه 26 آذر 1392 10:35 ب.ظ
نوکرتم قربونت برم فدات بشم

واقعا کیف میکنم وقتی میبینم یه همچین آدمای ناز و فهمیده ای داریم
adab3vom

منم خیلی کیف می کنم شما رو می بینم
سه شنبه 26 آذر 1392 08:37 ب.ظ
مرسییییییییییییییییییییی خیلی عالی بد.من نمیدونم اینا که هی میگن بده و مذخرفه دیگه چی میخوان از این بهتر؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی خدایی خیلی خوبه لطفا غرغر نکنید.اونایی که به عهده دانش آموزه یه کم به مختون فشار بیارید بنویسید
adab3vom

ممنونم شما عالی تر هستید
یکشنبه 24 آذر 1392 10:15 ب.ظ
قربونت برم عاشقتم فدات میشم.
adab3vom

ای بابا دیگه این چندتا جمله که نوشتیم این همه فدات بشم و قربونت برم نداره یه خدا قبول کنه می گفتی تموم می شد.
بازم ممنونم
یکشنبه 24 آذر 1392 10:06 ب.ظ
بابا دمتون جیز.....حال کردم بعد کلی 19 و 19/5 سر چرت و پرت و نقص های کوچولو تو جواب دادن بعد کلی از اول سال تا حالا بالاخره یک 20بردیم......دمتون گوگولی
adab3vom

خدا رو شکر ما هم از این بابت خیلی خوشحالیم
یکشنبه 24 آذر 1392 10:04 ب.ظ
بخدا وبت عالیه ولی اینکه کاش جوابات که بعضیاش کمی وفقط کمی سر سریه بهتر باشه.............باریک
adab3vom

دیگه برگ سبزی است تحفه درویش
شنبه 23 آذر 1392 07:50 ب.ظ
واااااااایییییییی وبلاگتون از عالی هم عالی تره عمرمون تلف شد پای این تمرین های ادبیات خدا خیرتون بده
adab3vom

شما عالی ترید ممنونم
شنبه 23 آذر 1392 04:09 ب.ظ
میگویند آینده نگر باشیم,عاقلان آینده نگرند ولی بعضی از اشخاص انقدر خود را در ساختن اینده غرق کرده اند که دیگر حال را نمیبینند.نمیدانند که باید در حال زندگی کرد و نیم نگاهی به آینده بیندازند.
آینده یکی از مهمترین موضوعات در زندگی بخصوص ما نوجوانان است.سرمایه ی اصلی ما عمر وزندگی اینده ماست.پس باید برای ان برنامه ریزی کنیم.
به این دور اندیشی که باید محتاطانه و با عقل,منطق واحتیاط لازم همراه باشد,اینده نگری میگویند...


خوشت اومد؟؟؟اینم یه انشا برای شما...
قابل نداشت!!!!
adab3vom

خیلی خلاصه و مفید و جامع بود در وبلاگ گذاشتم.
ممنونم که به بهتر شدن وبلاگ کمک می کنی.
با دورود بی پایان بر شما
جمعه 22 آذر 1392 11:37 ب.ظ
نظر سنجیتونو بچها ترکوندن.....
منم با بیشترین رای موافقم پس
adab3vom

هرچی نظر شماست همون محترمه
جمعه 22 آذر 1392 10:12 ق.ظ
OKولی کاش...... .دوستم ادرس سایتو پیدا کرده کارگروهییامون یکی اند چکار کنم؟ ولی خوشبختانه از یک جا شانس اوردیم ما گروه اولیم.ببخشید یک سوال شما معلم هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
adab3vom

متن و عوض نکن و فقط از کلمات هم معنی استفاده کن
جمعه 22 آذر 1392 09:43 ق.ظ
ما سه تا دوستیم که اینم برامون خیلی مهم بود درست جواب این تحقیقو بدم ..تقریبا همه نوره برای شها ست ......ممنون گل کاشتی
adab3vom

خدا رو شکر
پنجشنبه 21 آذر 1392 06:06 ب.ظ
adab3vom

سه شنبه 19 آذر 1392 09:42 ب.ظ
very goooooooooooooood
adab3vom

شما عالی تر هستید
سه شنبه 19 آذر 1392 07:19 ب.ظ
این چه سایتیه میشه عضوش شد
adab3vom

سلام این یه وبلاگ خیلی ساده است و عضو هم نمی گیره بلکه استفاده از آن برای همه آزاده و آزاد خواهد بود
سه شنبه 19 آذر 1392 07:09 ب.ظ
بره درس همنشینه اون سوالی که جواب دادم فرستادم
adab3vom

ممنونم بسیار خوب و جامع و مفید بود.
سه شنبه 19 آذر 1392 07:06 ب.ظ
بیت زیر را با رعایت انسجام مطالب در یک بند توصیف کنید.
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد...دیدار با دوست قدیمی که سالهاست او را ندیده ای مانند گنجی است که بعد از سال ها پیدا کرده ای و از خوشحالی همانند کسی هستی که در بیابان یکی به او آب داده است تا می توانی سعی و تلاش کن که بعد از این یک دوست خوب باشی و دیگر او را از دست ندهی زیرا دیگر همچون فرصتی به آن خوبی به دست نخواهد آمد *
"حال کن جواب دادم"

adab3vom

هزارآفرین خیلی خوب بود به نام خودت در وبلاگ قرار دادم
دوشنبه 18 آذر 1392 08:04 ب.ظ
اولا سلام علیكم
دوما یه ذره رو انشات كار كن سوال 5 نوشتنم جواب بده
سوما یه ذره خلاقیت به خرج بدی سایتو خشگل تر كنی چیزی ازت كم نمیشه
چارما ببینیم چی كار میكنی یه ذرم انتقاد پذیر باش
adab3vom

اولا علکیم السلام
ثانیا انشاء من به خوبی شما نیست
ثالثا : ببینم چی می شه یه قالب خوب اگه گیر بیارم این کار رو می کنم
رابعا : من که کارم رو کردم . انتقاد رو هم زمانی قبول می کنم که متوجه بشوم طرف مقابلم نخواهد از زیر کار در بره و کار خودش رو بندازه گردن دیگران.
خامسا : امان از دست این همه بازدید کننده یکیشون همت نکرد متن سئوالات بر عهده دانش آموزان رو که خودش نوشته حتی بابت تشکر برام بفرسته که من اونو تو سایت بذارم
اگه هر نفر فقط یک سئوال رو جواب بده با این همه بازدید کننده سایت توپ توپ توپ میشه اما دریغ از ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب