تبلیغات
آموزش ادبیات سوم راهنمایی - درس نوزدهم قصه تکرار آرش
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : adab3vom
نویسندگان
نظرسنجی
به طور کلی معلم ها رو چقدر دوست دارید ؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آموزش ادبیات سوم راهنمایی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 14 اسفند 1391 :: نویسنده : adab3vom

درس نوزدهم

درس نوزدهم

قالب شعر : نیمایی

از : محمد گودرزی دهریزی

* جنگ، جنگی نابرابر بود / جنگ، جنگی فوق باور بود / کیسه های خالی و خونی / خطّ مرزی را جدا می‌کرد / دشمن بد عهد بی انصاف / با هجوم بی امان خود / مرزها را جابجا می‌کرد.

معنی :

جنگ، جنگی ناعادلانه و غیر قابل باور بود. کیسه های خاکی و خون آلود، خط مرزی ما و دشمن را مشخص می‌کرد. دشمن پیمان شکن با حمله های بی وقفه و پی در پی خود، سرزمین (کشور) ما را مورد تجاوز قرار می‌داد.

نکته دستوری :

جنگی نابرابر، کیسه های خاکی و خونی، دشمن بد عهد و بی انصاف و هجوم بی امان : ترکیب وصفی

توجه :

در شعر نیمایی (شعر نو)، قافیه وجود دارد، اما دارای نظم و ترتیب (مانند شعرهای سنتی) نیست. در این بند قافیه‌ها عبارتند از : نابرابر و باور / جدا و جابه‌جا

* از میان آتش و باروت / می‌وزید از هر طرف، هر جا / تیرهای وحشی و سرکش / موشک و خمپاره و ترکش / آن طرف، نصف جهان با تانک‌های آتشین در راه / این طرف، ایرانیان تنها / این طرف تنها سلاح جنگ، ایمان بود.

معنی :

از میان آتش و گلوله، از هر طرف و هر جا، تیرهای سریع و رها شده و موشک و خمپاره و ترکش پرتاب می‌شد. در آن سمت، نیمی از قدرت‌های جهان با تانک‌های مجهز به پیش می‌آمدند و در این سمت رزمندگان ایرانی تنها و دست خالی بودند و نتها سلاح جنگیدن آن‌ها، ایمان و اعتقاد به خداوند بزرگ بود.

* خانه های خاک و خون خورده / مهد شیران و دلیران بود / شهر خونین، شهر خرّمشهر / در غروب آفتاب خویش / چشم در چشم افق می‌دوخت / در دهان تانک‌ها می‌سوخت.

معنی :

خانه های آلوده به خاک و خون، جایگاه رزمندگان شجاع بود. شهر خرّمشهر که از خون رزمندگان رنگین شده بود، در آخرین لحظات عمر خود (نابودی خود) اسمان نگاه می‌کرد و در میان آتش تانک‌ها می‌سوخت.

لغت :

مهد : جایگاه، گهواره / دلیران : شجاعان / افق : کرانه‌ی آسمان

آرایه‌ها :

شیران : استعاره از رزمندگان / چشم دوختن خرمشهر : تشخیص / غروب آفتاب خویش : کنایه از نابودی و به پایان رسیدن عمر / چشم دوختن : کنایه از خیره نگاه کردن / دهان تانک : تشخیص / چشم افق : تشخیص

نکته‌ی دستوری :

خون خورده : صفت مشتق – مرکّب / خونین : صفت مشتق

* شهر، از آن سوی سنگرها / شیر مردان را صدا می‌زد : / «آی، ای مردان نام آور / ای همیشه نامتان پیروز / بی گمان امروز / فصلی از تکرار تاریخ است / گر بماند دشمن، از هر سو / خانه هامان تنگ خواهد شد / ناممان در دفتر تاریخ / کوچک و کم رنگ خواهد شد.»

معنی :

شهر از آن طرف سنگرها، رزمندگان شجاع را فریاد می‌زد : «ای مردان مشهوری که همیشه نامتان پیروز و سرافراز است. یقیناً، امروز، بخشی از تاریخ، در حال تکرار شدن است. اگر دشمن در هر قسمت از سرزمین ما بماند، خانه و سرزمین ما، محدود می‌شود و نام ما در تاریخ، بی اعتبار و محو خواهد شد.»

لغت :

نام آور : نامدار، مشهور / بی گمان : به درستی، یقیناً / فصلی : بخشی از یک کتاب و نامه

آرایه‌ها : صدا زدن شهر : تشخیص / تکرار «ک» و «گ» : واج آرایی / دفتر تاریخ : اضافه‌ی تشبیهی

نکته دستوری :

مردان : منادا / شیر مردان : مرکّب / نام آور : مرکّب / « ـِ تان» (نامتان) : مضاف‌الیه / بی گمان : قید مشتق / کم رنگ : مرکّب / «و» در کوچک و کم رنگ : واو عطف / آی : اصوات (شبه جمله) است.

* خون میان سنگر آزادگان جوشید / مثل یک موج خروشان شد / کودکی از دامن این موج بیرون جست / از کند آرزوها رست / چشم او در چشم دشمن بود / دست او در دست نارنجک

معنی :

ایرانیان آزاده و جوان مرد در میان سنگرها خشمگین شدند و مثل موج خروشانی به حرکت درآمد. کودکی از میان موج رزمندگان بیرون آمد و از دام آرزوهای مادّی خود، رها شد در حالی که نارنجک در دست داشت در چشمان دشمن خیره شد.

لغت :

جست : پرید / کمند / طناب / رست : رها شد.

آرایه‌ها :

جوشیدن خون : کنایه از خشمگین شد / مثل یک موج : تشبیه / موج : استعاره از رزمندگان / کمند آرزوها : اضافه تشبیهی (آرزوها : مشبّه و کمند : مشبّه به) / دست نارنجک : تشخیص / تکرار دست و چشم : تکرار

نکته دستوری :

خروشان و نارنجک : مشتق (نارنج + ـَ ک)

* جنگ، جنگی نابرابر بود / جنگ، جنگی فوق باور بود / کودک تنها، به روی خاکریز آمد / صد هزاران چشم، قاب عکس کودک ما شد / خطّ دشمن، گیج و سرگردان / چشم‌ها از این و آن پرسان : / «کیست این کودک؟ / او چه می‌خواهد از این میدان!؟ / صحنه‌ی جانبازی است این جا!؟ / یا زمین بازی است این جا»!؟

معنی : جنگ، جنگی ناعادلانه و غیرقابل باور بود. کودک تنها (=حسین فهمیده)، بالای خاکریز آمد و صدها هزار نفر او را نگاه می‌کردند. سپاه دشمن مات و سرگشته بود و با یک نگاه از هم دیگر می‌پرسیدند که این کودک، کیست؟ و در این میدان جنگ، چه می‌خواهد؟ این جا میدان جنگ و فداکاری است یا زمین بازی کرد؟

لغت :

خطّ دشمن : حالت قرار گرفتن دشمنان که در یک راستا ایستاده باشند.

آرایه‌ها :

چشم : مشبه و قاب عکس : مشبّه به / پرسان بودن چشم‌ها : تشخیص

* دشمنان کور دل، امّا / در دلش خورشید ایمان را نمی‌دیدند / تیغ آتش خیز «دستان» را نمی‌دیدند / در نگاهش خشم و آتش را نمی‌دیدند / بر کمانش تیر «آرش» را نمی‌دیدند / در رگش، خون «سیاوش» را نمی‌دیدند.

معنی : ولی دشمنان گمراه، نور خورشید ایمان و اعتقاد به خدا را در قلبش نمی‌دیدند. آن‌ها شمشیر آتشین او را که مانند شمشیر «دستان»، در دستش بود، نمی‌دیدند؛ و نگاه خشمگین او را که مانند آتشی سوزان بود، تمی دیدند و نارنجک در دستش را که مانند تیرکمان آرش پهلوان بود، نمی‌دیدند؛ و نمی‌دیدند که در رگش، خون پهلوان دلیر ایرانی، سیاوش، جاری است.

لغت :

کوردل : گمراه / تیغ : شمشیر

آرایه‌ها :

دل : مجازاً وجود / خورشید ایمان : اضافه تشبیهی / دستان، آرش و سیاوش : تلمیح به داستان شاهنامه‌ی فردوسی / کمان و تیر : مراعات نظیر / خون و رگ : مراعات نظیر

نکته :

واژه‌ی «امّا»، برای رفع توهم از قسمت نخست سخن به کار می‌رود و به معنی «ولی» است.

* کودک ما بغض خود را خورد / چشم در چشمان دشمن کرد / با صدایی صاف و روشن گفت : «آی ای دشمن! / من حسین کوچک ایران زمین هستم / تانک‌های شومتان را در کمین هستم / مثل کوهی آهنین هستم».

معنی :

کودک ما غم و اندوه خود را فرو نشاند و بر خود مسلّط شد و به دشمن نگاه کرد (با دشمن رو در رو شد) و با صدایی آشکار و رسا گفت : «ای دشمن! آگاه باش که من حسین کوچکی از لشکر ایران هستم که مانند کوهی استوار و محکم در کمین تانک‌های نحس شما هستم تا آن‌ها را نابود کنم».

لغت :

بغض : گرفتگی و ناراحتی درونی از غصه / روشن : آشکار، واضح، قابل فهم / شوم : نحس، نامبارک

آرایه‌ها :

خوردن بغض : کنایه از مسلّط شدن، کنترل کردن / مثل کوهی آهنین : تشبیه

نکته دستوری :

«را» در تانک‌های شومتان را : فک اضافه (در کمین تانک‌های ...)

* ناگهان تکبیر، پروا کرد / در میان آتش و باروت غوغا کرد / کودکی از جنس نارنجک / در دهان تانک‌ها افتاد...

معنی :

ناگهان، فریاد بلند الله و اکبر در آسمان پیچید و در میان آتش و گلوله، سر و صدایی برپا کرد. کودکی شجاع که مانند نارنجک بود، به طرف تانک‌ها حمله کرد ...

آرایه‌ها :

پروا کردن تکبیر : استعاره / آتش، باروت، نارنجک و تانک : مراعات نظیر / دهان تانک : تشخیص

* لحظه ای دیگر / از تمام تانک‌ها، تنها / تلّی از خاکستر خاموش / ماند روی دست‌های دشت / آسمان از شوق، دف می‌زد / شطّ خرّمشهر، کف می‌زد / شهر یکباره به خویش آمد / چشم اشک آلوده را واکرد / بر فراز گنبدی زیبا / در سه رنگ جاودان ما / قصه‌ی تکرار آرش را، / باز هم خواند و تماشا کرد.

معنی :

چند لحظه دیگر، از بین همه‌ی تانک‌ها، فقط، تپّه ای از خاکستر سرد و خاموش در میان دشت، باقی ماند. آسمان به خاطر شادی و اشتیاق، موسیقی می‌نواخت و رود خرمشهر شادی می‌کرد و شهر یک دفعه به خودش آمد و چشم گریانش را باز کرد و بر بالای گنبد زیبای مسجدی در پرچم سه رنگ جاودان ایران، داستان حماسه‌ی آرش قهرمان را دوباره می‌خواند و تماشا می‌کرد.

لغت :

تل : تپّه / شوق : اشتیاق، شادی / دف : یکی از آلات موسیقی دارای حلقه ای چوبی و پوست نازک که با سر انگشتان نواخته می‌شود. / شطّ : رود بزرگ که وارد دریا می‌شود / به خویش آمد : متوجّه آزادی و رهایی شد / فراز : بالا / سه رنگ : پرچم سه رنگ (سبز، سفید و سرخ) ایران

آرایه‌ها :

دست دشت : تشخیص / دف زدن آسمان و کف زدن شط : تشخیص و کنایه از شادی کردن / شهر : مجازاً مردم شهر

(از کتاب کودکی از جنس نارنجک، با اندکی تلخیص) = خلاصه کردن و تغییر

برای مشاهده بقیه درس به ادامه مطلب مراجعه کنید

خودارزیابی

1- کدام قسمت از درس اشاره به شهید « حسین فهمیده » دارد ؟

خون میان سنگر آزادگان جوشید / مثل یک موج خروشان شد / کودکی از دامن این موج بیرون جست.

2- درباره ی این سطر شعر « آن طرف ، نصف جهان ، با تانکهای آتشین در راه » توضیح دهید.

در جنگ هشت سالهیا دفاع مقدّس ، سپاه دشمن از تمام سلاح های نظامی که دشمنان ایران اسلامی در اختیارش قرار داده بود بهره می برد و به همین خاطر ، شاعر گفته « آن طرف ، نصف جهان ، با تانک های آتشین ، در راه »

3- به نظر شما امروزه چگونه می توان به ایران عزیز و بزرگ ، خدمت کرد ؟

با کار ، تلاش ، سازندگی ، مطالعه ، تحقیق و ...

4- ........................

 

نکته های زبانی و ادبی

نکته اول :

به کاربرد خرف « و » در جملات زیر دقّت کنید :

1- گلستان و بوستان را خوانده ام ، 2 – دوستم به مشهد رفت و برگشت . 3- مسلمان و غیبت ؟

فکر می کنید چه تفاوتی با هم دارند ؟ در جمله اول دو کلمه را به هم پیوند داده لذا « حرف عطف یا واو عطف » خوانده می شود .

در جمله دوم ، دو فعل یا دو جمله را به هم ربط داده که « حرف ربط یا پیوند » نامیده می شود . در جمله سوم هم بیانگر مفهوم دوری و جدایی است که « واو مباینت » خوانده می شود . حالا شما نوع واو این جملات را مشخص کنید :

1- موشک و خمپاره و ترکش / تیرهای وحشی و سرکش

2- شما و تأخیر ؟

3- رفت و آمدشان زیاد است .

4- غفلت نورزید و سستی نکنید.

نکته : به کلمه یا گروه کلمات پس از واو عطف ، « معطوف » می گویند ، مثل « کتاب (مفعول) و دفتری (معطوف به مفعول) خریدم »

نکته دوم :

شعری که خواندیم (قصّه ی تکرار آرش ) بیانگر روح قهرمانی و پهلوانی است و انسان را به رشادت و دلاوری فرا می خواند به این گونه سرودها که آهنگی شکوهمند ، استوار و پر صلابت دارند « شعر حماسی » گویند که شاهنامه ی فردوسی یکی از بزرگ ترین نمونه های شعر حماسی در ادبیات ایران و جهان است . ادبیات پایداری نیز که مقاومت ، دلاوری و شجاعت مردم را در برابر هجوم بیگانگان ، توصیف می کند ، بخشی از ادبیّات حماسی به شمار می رود.

 

بیشتر بدانیم

حماسه در لغت ، یعنی دلاوری و شجاعت و در اصطلاح شعر و نثر است که چهار زمینه ی «داستانی» ، « قهرمانی» ، «ملّی » و « خرق عادت » داشته باشد. آثار حماسی را به دو دسته ی « طبیعی » و « مصنوعی» تقسیم می کنند که بخش اعظم شاهنامه فردوسی ، حماسه طبیعی است.

 

کار گروهی

1- شباهت حسین فهمیده و آرش کمانگیر در چیست ؟ گفت و گو کنید.

هر دو جان خود را در راه حفظ مرزهای ایران زمین فدا کردند.

2- به کمک اعضای گروه ، متن درس را به صورت نقّالی ، در کلاس اجرا کنید.

بر عهده دانش آموزان

3- درباره ی ویژگی های حماسی این شعر ، گفت و گو کنید.

ابتدا باید بدانیم که حماسه ، چهار ویژگی دارد : 1- داستانی ، 2- قهرمانی ، 3- ملّی ، 4- خرق عادت .

گل شعر در قالب داستانی منظوم راجع به رشادت و شجاعت رزمندگان خصوصاً نوجوانی به نام شهید محمد حسین فهمیده ، بیان شده است که قهرمان اصلی این شعر حماسی نیز هست و از آن جا که تمام دلیر مردان و رزمندگان ایران برای آزاد سازی خرّم شهر ، نقش داشته اند زمینه ی ملّی نیز دارد و این که « شهر خرمّشهر ، چشم در چشم افق می دوخت و شیرمردان را صدا می زد » یا « خون میان سنگر آزادگان جوشید ، مثل یک موج خروشان شد ، کودکی از دامن این موج بیرون جست » کودکی که « تیغ آتش خیز دستان » داشت و بر کمانش تیر « آرش » بود و در درگش خون « سیاوش» و ... بیانگر زمینه ی خرق عادت حماسه است.

 

نوشتن :

1- با هر یک از گروه کلمات زیر ، جمله ای زیبا بنویسید.

موج خروشان : ملّت ایران در برابر هر متجاوزی مثل موج خروشان به راه می افتند و متجاوزان را غرق و نابود می کند.

خورشید ایمان : خورشید ایمان ، دل و جان هر مؤمنی را گرم و نورانی می کند.

دشمن بد عهد بی انصاف : دشمن بد عهد بی انصاف ، جنگی هشت ساله را به ما تحمیل کرد.

سلاح جنگ : در برابر تجهیزات نظامی دشمن ، سلاح جنگ ما عشق و ایمان بود.

قاب عکس : قلب همه ی ما قاب عکس شهیدان گلگون کفن ایرن است.

2- در نمونه واو عطف و دو جمله که واو ربط دارند را از درس « امید ایران زمین » بیابید و بنویسید.

واو عطف :

1- بزرگ (مسند) و والا (معطوف به مسند) کسی ( نهاد) است

2- که در حادثه ها (متمّم) و  تلخ کامی ها (معطوف به متمّم) نشکند.

واو ربط :

1- مرزهای دانش را بگسترند و  جهان را بر مائده ی علم و تمدّن ، مهمان کنند.

2- سخنوران بزرگی که گفته ها و سروده هایشان از دیوار بلند زمین در زمان گذشته است و  جهان را به اعجاب وا داشته است.

3- دو نمونه از زیبایی های ادبی درس را پیدا کنید و بنویسید.

موشک و خمپاره و ترکش ( تناسب یا مراعات نظیر ) این طرف ، تنها سلاح جنگ ، ایمان بود. (تشبیه)

4- برای کلمات جدول زیر ، سؤال های مناسب طرح کنید.

1) پر نمک

2) مفرد آداب

3) معروف ترین اثر حماسی ایران

4) نشانه ی مفعول

5) پا فشاری

6) شهر آرامگاه بوعلی سینا

7) مرغابی

8) معادل فارسی سوبسید

9) رودی که به دریاچه ی هامون می ریزد

10) کوهی که قلّه ی آن ، همیشه برف پوش است و ملک الشّعرای بهار آن را این گونه وصف کرده است

ای دیو سپید پای در بند                      ای گنبد گیتی ای ...

11) آخرین حرف الفبای فارسی

5 – املا

تشخیص شکل املایی درست « کلمات هم آوا » به کمک معنا و کاربرد آنها درجمله ، امکان پذیر است . به معنا و املای صحیح واژه های زیر ، توجّه کنید :

امل : آرزو

عمل : کار

عمارت : آباد کردن

امارت : فرمان روایی

منصوب : گمارده شده

منسوب : نسبت داده شد

مسطور : نوشته شده

مستور : پوشیده شده

سفیر : فرستاده

صفیر : صدا و صوت

اساس : پایه ، بنیاد

اثاث : لوازم خانه

القا : آموختن

الغا : لغو کردن

تهدید : ترساندن

تحدید : حدّ و مرز مشخص کردن

ثواب : پاداش

صواب : درست ، صحیح

حیات : زندگی

حیاط : محوطّه ی خانه

علم : پرچم

الم : درد و رنج

طوفان : باد و باران

توفان : غرّان ، توفنده

 





نوع مطلب : فصل هفتم : سرزمین من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 بهمن 1395 07:29 ب.ظ
خخخخخخخخیلی عالی بود ممنون.
شنبه 18 دی 1395 07:48 ب.ظ
Aliiiiiiii kheyyyyyyli mamnon
یکشنبه 2 اسفند 1394 11:43 ب.ظ
خیلی خیلی ممنونم
یکشنبه 22 آذر 1394 09:14 ب.ظ
سلام...
معرکه اید، معرکه
ما قرار بود تدریس کنیم و اینجا تنها جایی بود که کمکمون کرده...
سه شنبه 26 آبان 1394 01:29 ق.ظ
خیلی ممنونم ازتون باکلی گشتن بازورمعنی شوپیداکردم
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 02:27 ب.ظ
ممنون به خاطر وبتون واقعا عالیه مخصوصا برا من که امسال بدون معلم خودم ادبیات رو خوندم
اگه وب شما نبود واقعا نمی تونستم
جمعه 19 اردیبهشت 1393 07:42 ب.ظ
عاااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللللللللللللی بود!
جمعه 19 اردیبهشت 1393 10:51 ق.ظ
متشکر عالی بود اما اگه میشد کپیش کرد بهتر بود چون می خواستم برای پاورپوینتم ازش استفاده کنم چون واقعا عالیه به هر حال ممنون
دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 07:46 ب.ظ
mer30 kheili khoob bood
eyval

دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 05:31 ب.ظ
با عرض سلام و خسته نباشید

واقعا نمیدونم چجوری باید ازتون تشکر کنم بابت سایت قشنگی که درست کردین.واقعا مطالبتون کامل و مفیدهستن.
یکشنبه 31 فروردین 1393 02:52 ب.ظ
یامن کورم!یاواقعا شمامهمترین قسمت درسارونذاشتین!!!
تاریخ ادبیااااااااااات کووووووووووووپس؟؟؟؟!!!!!
جمعه 29 فروردین 1393 07:11 ب.ظ
عالی بودددددددددددددددددددددددددددددد. شما ها هم لازم نیست کپی کنین یکم به خودتون زحمت بدین بنویسین. مگر پاورپوینت چقدر کار داره من که عادت کردم به نوشتم پاورپوینت. عالی بود مرسی به روی گلتون
جمعه 29 فروردین 1393 01:07 ب.ظ
سلام ممنونم از سایتتون خیلی عالیه واقعا هر کاری داشته باشم میام اینجا
چهارشنبه 27 فروردین 1393 09:43 ب.ظ
سلام خیلی ممنون واقعا دستتون دردنکنه خیلی عالـــــــــــــــــــی بـــــــــــــــود
یکشنبه 24 فروردین 1393 05:46 ب.ظ
vaaaaaaaghaaaaaan merciiiii
یکشنبه 24 فروردین 1393 04:21 ب.ظ
واقعا مااینجارونداشتیم چیکار میکردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ممنوووووووووووووووون ازتون
adab3vom

خدا رو که دارید غم نداشته باشید
چهارشنبه 20 فروردین 1393 07:27 ب.ظ
alllllllllliiiiiiiiiii booooooooood
چهارشنبه 20 فروردین 1393 12:13 ق.ظ
مرسی
دوشنبه 18 فروردین 1393 10:48 ب.ظ
mamnoon
دوشنبه 18 فروردین 1393 02:26 ب.ظ
میشه لطفا یه کاری کنید بشه کپی کنیم واقعا نیاز دارم لظفا
یکشنبه 17 فروردین 1393 07:35 ب.ظ
خیلی خیلی ممنونم.
دستتون درد نکنه.
واقعاً ایْولّا داره. @-}--
<3
یکشنبه 17 فروردین 1393 05:59 ب.ظ
واقعاً با این سایتتون کیف کردم.
کل اینترنتو گشتم.ولی فقط سایت شما کامل بود.
خیلی تشکر
یکشنبه 17 فروردین 1393 04:38 ب.ظ
واقعا ممنونم منو نجات دادین.خب اینایی که میگن نمیشه کپی کرد خودشون یه زحمت بکشن با دست بنویسن. مرسی
جمعه 15 فروردین 1393 07:32 ب.ظ
من گام به گام نداشتم
این وبو دوس میداشتم
مدیر بهم عیدی داد
مشقامو رو وب گذاشت
من دیگه چه ادم بیکاریم که دارم اینا رو میگم بیخی مرسی اخه از روش این تکلیفا ادبیاتمو نوشتم این دبیرام هر روز برا ما یه خاب میبینن حتی تو عیدم راحتمون نمیزارن کلی فیض بردم ممنان
دوشنبه 11 فروردین 1393 11:12 ق.ظ
خوبه ولی چرا نمیشه کپی اش کرد
دوشنبه 11 فروردین 1393 10:56 ق.ظ
سلام واقعا ممنونمممممممممممممممممممممممم
عالی بود
جمعه 8 فروردین 1393 09:36 ب.ظ
مر30 .....
واقعا عالی بود به دردم خورد...♡♥♡♥♡♥
جمعه 23 اسفند 1392 09:57 ب.ظ
عاشقتونم با این سایتتون مرسیییی
چهارشنبه 21 اسفند 1392 10:53 ب.ظ
باسلام واقعاً دمتونگم عالیه حرف نداره.
سه شنبه 20 اسفند 1392 10:33 ب.ظ
مچکررررررررررررم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب