تبلیغات
آموزش ادبیات سوم راهنمایی - حکایت : بر گذر سیل
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : adab3vom
نویسندگان
نظرسنجی
به طور کلی معلم ها رو چقدر دوست دارید ؟











آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آموزش ادبیات سوم راهنمایی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : adab3vom

حکایت :

نوع نثر : بینابین ( هم ساده هم فنّی )

از کتاب : تاریخ بیهقی ، ابوالفضل بیهقی ( قرن پنجم )

  • روز شنبه نهم ما رجب ، میان دو نماز ، بارانیک خرد خرد می بارید ، چنان که زمین ترگونه می کرد و گروهی از گله داران ، در میان رود ، فرود آمده بودند و گوسفندان بدان جا بداشته ، هرچند گفتند از آن جا برخیزید که ، محال بود بر گذر سیل بودن ، فرمان نمی بردند تا باران ، قوی شد.

معنی : روز شنبه ، نهم ماه رجب ، بین نماز ظهر و عصر ، باران ، نم نم می بارید ، طوری که زمین را خیس می کرد و گروهی از چوپانان در میان رودخانه آمده بودند و گوسفندان را در آن جا نگه داشتند. هر چه به آن ها گفتند که از آنجا بلند شوید که کار غیر ممکن و بیهوده ای است در مسیر سیل قرار گرفتن ، گوش نمی کردند تا این که باران شدید تر شد.

لغت : دو نماز : ظهر و عصر / بارانکی : باران کمی / ترگونه : اندکی خیس / محال : غیر ممکن / گذر : مسیر / قوی : شدید

نکته دستوری : خرد خرد : قید / « ک » در بارانک ، پسوند تصغیر ( کوچکی ) است.

  • کاهل وار برخاستند و خویشتن را به پای دیوار افکندند و نهفتی جستند و بیارامیدند و هم خطا بود که بر گذر سیل بودند...

معنی : با تنبلی و سستی بلند شدند و خودشان را به کنار دیوار رساندند و پناهگاهی یافتند و استراحت کردند که این کارشان هم اشتباه بود زیرا در مسیر سیل قرار گرفتند...

لغت : کاهل وار : از روی تنبلی ، مانند تنبلی / نهفتی : پناهگاهی / گذر : مسیر

نکته دستوری : کاهل وار : مشتق ( کاهل + پسوند شباهت « وار » )

  • پاسی از شب گذشته بود ، سیل در رسید که اقرار دادند پیران کهن که بر آن جمله ، یاد ندارند و درخت کنده ، می آورد . گلّه داران بجستند و سیل ، گوسفندان را در ربود. این سیل بزرگ ، مردمان را چندان زیان کرد که در حساب هیچ شمارگیر ، در نیاید.

معنی : بخشی از شب گشته بود که سیلی آمد که پیران کهنسال اعتراف کردند که این گونه سیل را به یاد ندارند. سیل ، درخت هایی را که از ریشه کنده بود با خود حمل می کرد. چوپانان ، گریختند ( فرار کردند ) و سیل ، گوسفندان را با خود برد . این سیل بزرگ ، به مردم آن قدر ضرر زد که هیچ حسابداری نمی تواند آن ضرر و زیان را حساب کند.

لغت : پاسی : بخشی از شب یا روز / اقرار : اعتراف / بر آن جمله : آن گونه ، آنچنان / بجستند : گریختند ، فرار کردند / چندان : آن قدر ، آن اندازه /شماره گیر : حساب گر

نکته دستوری : در رسید : فعل پیشوندی





نوع مطلب : فصل سوم : زیبایی آفرینش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 آذر 1393 02:02 ب.ظ
ممنون مچکرم .کاش متن کاملشو میذاشتی
چهارشنبه 6 فروردین 1393 10:56 ق.ظ
خسته نباشی خیلی متشکرم!
دوشنبه 23 دی 1392 02:32 ب.ظ
چرا کل متنشو نذاشتی
بقیشو از کجا پیدا کنم
adab3vom

نمی خواد پیدا کنی از خودت بنویس
سه شنبه 3 دی 1392 07:52 ب.ظ
خیر ببینی ان شا الله
خیلی بهم کمک کرد
adab3vom

خدا رو شکر ممنونم
پنجشنبه 21 آذر 1392 07:16 ب.ظ
مگه تو چند نفری برا خودت میگی (ما)
مثل کامنت امیر حسین
adab3vom

من یه نفرم ولی ما زیادیم
چهارشنبه 20 آذر 1392 07:49 ب.ظ
adab3vom

سه شنبه 19 آذر 1392 09:26 ب.ظ
ممنون از you
adab3vom

ما هم از شما تشکر می کنیم به خاطر اینکه به ما سر می زنید
سه شنبه 5 آذر 1392 07:02 ب.ظ
مرسی خیلی عالی بود.
adab3vom

خودت عالی تری
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 04:42 ب.ظ
adab3vom

ممنون
جمعه 6 اردیبهشت 1392 02:42 ب.ظ
ممنون خیلی عالی بود
adab3vom

خواهش می کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب