تبلیغات |
درباره وبلاگ موضوعات پیوندهای روزانه نویسندگان آمار وبلاگ
آموزش ادبیات سوم راهنمایی جمعه 17 آذر 1391 :: نویسنده : adab3vom
روان خوانی ( دوستی با ابلهان ) قالب شعر : مثنوی شعراز : مولوی بیت 1:
معنی : وقتی که خرس از دست اژدها نجات پیدا کرد و آن لطف و بزرگواری را از آن جوان مرد، دید . لغت : وارهید : آزاد شد ، رها شد / کرم : جوان مردی : بزرگواری ، بخشش نکته ی دستوری : وارهید : فعل پیشوندی / بدید : فعل ماضی به شیوه ی قدیم . بیت 2 :
معنی: آن خرس ناتوان و ضعیف مانند سگ اصحاب کهف ، همراه آن مرد صبور ، رفت . لغت : کهف : غار / زار : ضعیف، رنجور / ملازم : همراه / بردبار : صبور ، شکیبا آرایه : چون سگ : تشبیه / تلمیح به اصحاب کهف نکته ی دستوری : چون ( = مانند ) : حرف اضافه / سگ : متمّم بیت 3 :
معنی : آن جوان مرد ، داستان و حکایت دوستی اش را با خرس شرح داد. آن مرد رهگذر به او گفت : ای نادان ، به دوستی با خرس ، دل نبند . لغت : قصّه : حکایت ، داستان / حدیث : سخن / ابله : نادان آرایه : دل نهادن : کنایه از دل بستن و فریفته شدن نکته ی دستوری : واگفت ( = بازگفت ) : فعل پیشوندی بیت 4 : دوستی ابله ، بتر از دشمنی ست او به هر حیله که دانی ، راندنی ست ! » معنی : دوستی با انسان نادان ، بدتر از دشمن است . باید به هر حیله و چاره گری او را از خودت ، دورسازی . لغت : بتر : بدتر / حیله : نیرنگ ، چاره گری آرایه : دشمنی و دوستی : تضاد / تکرار « ی» : واج آرایی نکته ی دستوری : بتر : صفت تفضیلی و مسند بیت 5 :
معنی : گفت : دوستی آدم های نادان ، فریبنده می باشد و این حسادت کردن من از دوستی کردن با آنها بهتر است. لغت : مهر : دوستی ، محبّت / عشوه : ناز و کرشمه ( در این جا به معنی فریب آمده .) آرایه : در این بیت تشخیص وجود دارد چون صحبت درباره ی انسان و خرس است . نکته ی دستوری : عشوه ده : صفت مرکب (= عشوه دهنده ) است . / « ش » در مهرش : مضاف الیه/ به : صفت تفضیلی و مسند / مهر ابلهان ، عشوه ده است : مفعول برای فعل گفت. بیت 6:
معنی : آگاه باش و با من بیا و این خرس را از خودت ، دور کن. خرس را برای دوستی انتخاب نکن و هم نوع خودت را ترک مکن. لغت : هی : لفظی است برای آگاهی ، آگاه باش / مگزین : انتخاب نکن / مهل : رها نکن ، ترک مکن آرایه : بیا و با : جناس / خرس و خرس : تکرار / خرس را مگزین : تشخیص نکته ی دستوری : هی : اصوات ( شبه جمله ) مگزین و مهل : فعل نهی / بیا و بران : فعل امر / هم جنس ( هم + جنس) : مشتق بیت 7 :
معنی : ای انسانی بزرگوار و شرافتمند ، من کم ارزش تر از خرس نیستم ، او را رها کن تا این که من همکار و یاورت باشم. لغت : شریف : بزرگوار ، شرافتمند / حریف : رفیق ، همکار آرایه : شریف و حریف : جناس / نباشم و باشم : جناس نکته دستوری : شریف : منادا / تا : حرف ربط / من : نهاد / « َ ت » : ضمیر پیوسته که در نقش مضاف الیه به کار رفته = حریف تو توجه : در این بیت ، منظو زا « او » خرس است . در گذشته گاهی ضمیر شخصی را به غیر انسان ، نسبت می دادند. بیت 8 :
معنی : مرد رهگذز ، دوباره به جوان گفت : من دشمن تو نیستم ، اگر به دنبال من بیایی ، سبب خیر و خوبی تو خواهد شد. لغت : عدو : دشمن / پی : دنبال آرایه : گر و در : جناس نکته دستوری : باز ( = دوباره ) : قید تکرار / « َش » : متمم ( = به او گفت ) / « اَم » در پی ام : مضاف الیه = پی من بیت 9 :
معنی : خرس از کار مگس ، خشمگین شد و رفت از کوه ، سنگ بسیار بزرگی و محکمی را برداشت . لغت : سخت : بسیار / زَفت : درشت آرایه : خشمگین شد خرس و برگرفتن سنگ : تشخیص / کوه و سنگ : مراعات نظیر / تکرار « گ » واج آرایی نکته دستوری : برفت : ماضی ساده / برگفت : فعل پیشوندی / سنگی زفت : موصوف و صفت ( گاهی در بین موصوف و صفت : قید قرار می گیرد.) / سخت : قید مقدار بیت 10 :
معنی : سنگ را آورد و دید مگس دوباره بر روی صورت دوست خوابیده اش ، نشسته است. آرایه : ساز و باز : جناس نکته دستوری : خفته : صفت جانشین اسم (= مرد خفته ) بیت 11 :
معنی : خرس آن سنگ بزرگ را بلند کرد و بر مگس زد تا این که مگس از روی صورت مرد خفته دور شود. لغت : آسیا سنگ : سنگ بزرگ (سنگ آسیاب که بزرگ بوده و برای آرد غلات از آن استفاده می شد . ) / واپس خزد : دور شود. آرایه : تکرار « س » : واج آرایی / مگس و مگس : تکرار / بزد و خزد : جناس نکته دستوری : آسیا سنگ : مرکّب / آن مگس : صفت و موصوف ( آن : صفت پیشین اشاره) بیت 12 :
معنی : سنگ صورت جوان خفته را خرد و ریزریز کرد و این ضرب المثل را برای همهی مردم دنیا ، آشکار کرد لغت : خشخاش : نوعی گیاه دارای ساقه ی باریک و برگ های دراز و درشت و دندانه دار / مثل : ضرب المثل / جمله عالم : همه ی مردم / فاش : آشکار آرایه : روی مانند خشخاش شد : تشبیه توجه : خشخاش و فاش : قافیه / کرد و کرد : ردیف بیت 13 :
معنی : قطعا دوستی انسان نادان مانند دوستی خرس است ، دشمنی او دوستی است و دوستی او دشمنی. لغت : مهر : دوستی و محبّت / کین : کینه و دشمنی / یقین : قطعاً ، به درستی آرایه : مهر ابله مانند مهر خرس : تشبیه / کین و مهر : تضاد / تکرار مهر و کین : تکرار / این بیت ضرب المثل است. نکته دستوری : یقین : قید تأکید / در مصراع دوم به ترتیب ، مهر و کین ، مسند است. بیت 14 :
معنی : عهد و پیمان انسان نادان ، سست و خراب و ضعیف است و سخنش بی ارزش و وفای او ضعیف و ناپایدار است. لغت : عهد : پیمان / گفت : سخن / زُفت : تند و بی ارزش / نحیف : رنجور ، نَزار بیت 15 :
معنی : انسان نادان اگر قسم هم بخورد ، حرفش را باور نکن ، زیرا انسان دروغ گو ، قسمش را می شکند. لغت : سوگند : قسم / گژ سخن : دروغ گو توجه : کلمه سوگند ، در اصل ، آب و گوگرد است که در قدیم برای ثابت کردن بی گناهی ، می خورده اند. بیت 16:
معنی : وقتی که انسان نادان بدون قسم خوردن ، عهد و پیمانش را می شکند ، قطعا اگر قسم هم بخورد باز هم پیمانش را می شکند. ارایه : سوگند ، پیمان و شکستن ، مراعات نظیر / تکرار سوگند و بشکند : تکرار نکته ی دستوری : چون (= زماین که ، وقتی که ) : حرف ربط / پیمان : مفعول / هم (= نیز ، همانا ) : قید تاریخ ادبیات : مولوی (672- 604 هـ . ق ) مولانا جلال الدّین محمد بلخی از شاعران و عارفان بزرگ ایران در قرن هفتم است. کتاب عظیم « مثنوی معنوی » با 26000 بیت ( در شش دفتر سروده شد) که گنجینه ای از معارف اسلام است . معروف ترین اثر اوست . آرامگاه او در « قونیّه » ی ترکیه واقع است . مثنوی معنوی ، شامل حکایاتی است که مولانا با بیان آن ها مسائل دینی و عرفانی و حقایق معنوی را به زبان ساده و از راه تمثیل بیان می کند. نوع مطلب : فصل چهارم : شکفتن، برچسب ها : درس یازدهم : روان خوانی (دوستی با ابلهان )، لینک های مرتبط : |
||
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
|
||